سيد محمد على ايازى
145
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
سياق يا بافت كلام ، نوعى ويژگى براى واژگان يا عبارت و يا يك سخن است كه بر اثر همراه بودن آنها با كلمهها و جملههاى ديگر ، به وجود مىآيد . اصل قرينه بودن سياق ، يكى از اصول عُقلايىِ محاوره است كه در تمام زبانها به آن ترتيب اثر داده مىشود . « 1 » ملّا صالح نيز در شرح خود به اين اصلْ توجّه داشته و عبارات احاديث الكافى را با توجّه به سياق آن ، توضيح مىدهد . « 2 » 2 . فضاى صدور و ديگر قرينهها برخى احاديث ، در فضاى خاصى صادر شدهاند كه عدم توجّه به آن شرايط ، باعث كژفهمى خواهد شد . لذا بايد به تمام شرايط صدور توجّه داشت و اين توجّه ، باعث رفع تنافى ظاهرى احاديث با همديگر خواهد شد . ملّا صالح ، با اين روش ، ميان دو دسته از احاديث را كه برخى امر به معاشرت با مردم دارند و برخى از شركت در اجتماع ، نهى كرده و به اعتزال فرا خواندهاند ، جمع نموده و هر دو دسته را صحيح مىداند و معتقد است كه هر كدام از اينها موضوعى و داراى مصالح و شرايط متفاوتاند و هر دسته ، ناظر به زمان و مكان خاص خود است . « 3 » از طرف ديگر ، توجّه به ويژگىهاى مخاطب - كه گويندهء سخن از آن اطلاع دارد - ، در فهم دلالت الفاظْ مؤثّر است . « 4 » همچنين اثر فهم موضوع سخن ، در تفهيم و تفاهم مطالب ميان گوينده و مخاطب ، امرى كتمانناپذير است و در قرينه بودن آن ، ترديدى نيست . ملّا صالح ، در شرح خود به اين نكات ، توجّه ويژهاى داشته است ، مثلًا در باب رؤيت خداوند در آخرت ، با تكيه بر جهت صدور حديث ، سخن محى الدين بغوى را نقد مىكند . « 5 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 120 . ( 2 ) . شرح ملّا صالح ، ج 2 ، ص 152 و 169 و 184 . ( 3 ) . همان ، ص 159 و ج 2 ، ص 20 . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 328 . ( 5 ) . همان ، ج 3 ، ص 163 .